استراتژی

برنامه­‌ریزی راهبردی (استراتژی) فرآیندی است که اکثر شرکت‌ها و سازمان­های موفق و صاحب نام دنیا از آن برای هدایت و پیشبرد برنامه­‌ها و فعالیت‌های خود با افق بلندمدت و درجهت دستیابی به اهداف و تحقق ماموریت سازمانی بهره می­گیرند. این نوع برنامه­‌ریزی اگر به درستی تدوین شود، به انتخاب استراتژی­‌هایی منجر می­شود که درصورت اجرای صحیح و به موقع، تعالی و پیشتازی سازمان را به ارمغان می­‌آورد.

بازدید : 696

توضیحات

برنامه­‌ریزی راهبردی فرآیندی است که اکثر شرکت‌ها و سازمان­های موفق و صاحب نام دنیا از آن برای هدایت و پیشبرد برنامه­‌ها و فعالیت‌های خود با افق بلندمدت و درجهت دستیابی به اهداف و تحقق ماموریت سازمانی بهره می­گیرند. این نوع برنامه­‌ریزی اگر به درستی تدوین شود، به انتخاب استراتژی­‌هایی منجر می­شود که درصورت اجرای صحیح و به موقع، تعالی و پیشتازی سازمان را به ارمغان می­‌آورد. برنامه‌ریزی راهبردی با بررسی محیط خارجی و داخلی سازمان، فرصت‌ها و تهدیدهای محیطی و قوت‌ها و ضعف‌های داخلی را شناسایی نموده و با درنظر داشتن ماموریت سازمان، اهداف بلندمدت سازمان را تنظیم می­کند. به منظور دستیابی به این اهداف، از میان گزینه­‌های استراتژیک اقدام به انتخاب استراتژی­‌هایی می­کند که با تکیه بر قوت‌ها و با بهره­‌گیری از فرصت‌ها، ضعف‌ها را ازبین برده و از تهدیدها پرهیز نماید تا درصورت اجرای صحیح موجبات موفقیت سازمان را به ارمغان آورد.

لذا برنامه‌ریزی راهبردی از یک طرف آینده‌­نگر بوده و ازطریق پیش­‌بینی تحولات آتی، اقدامات مناسب را تنظیم می­کند و ازطرف دیگر گرایش به محیط داشته و ارتباط تنگاتنگ با آن دارد و از این لحاظ می­تواند به سرعت از تغییرات محیط با خبر شده و واکنش مناسب و سریع نشان دهد.

بسیار اتفاق می‌افتد که اعضای یک سازمان در لابلای کارهای وظیفه­‌ای ثابت و چالش‌های روزانه سردرگم می‌شوند و ممکن است جهت اهداف سازمان را گم کنند و بینش خود را نسبت به آن از دست بدهند. یک برنامه راهبردی، نه تنها می‌تواند درک از اهداف سازمان را بیشتر کند، بلکه تفکر آینده­‌گرا را برمبنای درک مشترکی از رسالت سازمان ایجاد و تحریک می‌کند. وجود اهداف مشترک در سازمان موجب همکاری مؤثرتر اعضای آن می­شود. در نهایت اینکه، یک برنامه‌­ریزی راهبردی موفقیت­آمیز، برنامه‌­ای است که:

  • به عمل ختم شود.
  • بینش مشترکی برمبنای ارزش‌ها ایجاد کند.
  • فرایندی همگانی و مشارکتی است که کارکنان و مدیران احساس مالکیت مشترک نسبت به آن دارند.
  • مسئولیت درقبال جامعه را می­پذیرد.
  • نسبت به محیط خارجی سازمان حساس بوده و بر آن تمرکز دارد.
  • برمبنای داده های با کیفیت بالا طرح­ریزی می­شود.

برنامه­‌ريزي راهبردی 

امروزه برنامه‌ريزي راهبردی به عنوان يكي از ابزارهاي اصلي مديريت در بسياري از سازمان‌ها پذيرفته شده است و اكثر آنها داراي يك برنامه‌ريزي راهبردی مدون و كتبي هستند؛ چرا كه با وجود برنامه‌ريزي راهبردی، مديريت مي‌تواند آگاهانه‌تر و همه جانبه‌تر تصميم‌گيري نماید. در اين نوع برنامه‌ريزي سعي مي‌شود اطلاعات كمي وكيفي به گونه‌اي تنظيم گردندكه بتوان تحت شرايط نامطمئن تصميماتي اثربخش اتخاذ كرد. فرآيند مديريت راهبردی مظهر پياده‌سازي مفهوم سازمان راهبردمحور مي‌باشد و مؤيد روشي است معقول، بخردانه و عيني كه بر اساس آن مسيرآينده سازمان تعيين مي‌گردد. بطور خلاصه مي­توان گفت كه برنامه‌ريزي راهبردی عبارتست از “تعيين اهداف كلي و جزئي سازمان و چگونگي رسيدن به آنها”. هدف‌ها و تصميمات راهبردی در برنامه‌ريزي، آن‌هائي هستندكه براي سازمان اهميت ويژه‌اي دارند.

مديريت راهبردی شامل سه مرحله مي‌باشد:

الف- تدوين راهبردها

ب- اجراي راهبرد‌ها

ج –  ارزيابي راهبردها

مرحله تدوین

مقصود از تدوين برنامه‌ریزی راهبردی اين است كه مأموريت سازمان تعيين گردیده، عواملي كه در محيط خارجي، سازمان را تهديد مي‌كنند يا فرصت‌هايي را به وجود مي‌آورند و همچنین نقاط قوت و ضعف داخلي سازمان شناسایی شوند. پس از این مرحله اهداف بلندمدت تعيين و راهبرد‌هاي گوناگون در نظرگرفته می­شود. از این میان راهبردهاي خاص جهت ادامه فعاليت سازمان انتخاب می­شوند.

مرحله اجرا

هر چند ناکامي سازمان‌هاي فاقد برنامه کاملاً قطعي است وليکن تنها تدوين برنامه راهبردی نيز نمي‌تواند تضمين­کننده دستيابي سازمان به عملکرد برتر باشد. بر اساس بررسي مجله فورچون (معتبرترين مجله مديريت) کمتر از ده درصد راهبردهای کارآمد توسعه يافته، به طور موثر اجرا شده‌اند. همچنين در بيش از 75% موارد، شکست برنامه‌ریزی راهبردی به اجراي غلط مرتبط می‌شود نه به انتخاب راهبردها. دلايل اصلي شکست در چنین مواردی، در چگونگي انتخاب اهداف و راهبردها نيست، بلکه علت در عدم توانايي اجراي مستمر و بروزرساني اين راهبردها مي‌باشد. لذا در چنین شرایطی انتخاب ابزار و روش مناسب جهت اجرای راهبردها ضروری به نظر می‌رسد. یکی از معروف‌ترین و پرکاربردترین ابزارهای مورد استفاده در این زمینه کارت امتیازی متوازن(BSC) می‌باشد. کارت امتيازي متوازن از طريق کمک به برطرف­کردن موانع بر سر راه پياده‌سازي راهبرد، جايگاه خود را به عنوان يکي از ابزارهاي تحقق راهبرد و ايجاد سازمان راهبردمحور تثبيت کرده است. عوامل اصلي عدم اجراي راهبردها عبارتند از:

الف –  عدم تسری راهبردها

ب –  عدم همسويي کارکنان با راهبرد

پ – عدم تعهد مديريت ارشد

ت – عدم تخصيص منابع لازم

مرحله ارزیابی

يک راهبرد در طول زمان به منظور هدايت سازمان در محيطي که به سرعت تغيير مي‌کند، انتخاب و اجرا مي‌گردد. به عبارت ديگر، راهبرد‌ها براي چند سال آينده طراحي شده‌اند و بر مفروضات مديريت، پيرامون رويدادهاي متعددي مبتني‌اند، که هنوز رخ نداده‌اند.

رويکرد سنتي جهت کنترل، به دنبال مقايسه نتايج واقعي با استانداردهاست. این رويکرد اگرچه در جاي خود ارزشمند است، اما براي کنترل راهبردی نامناسب است، زيرا براي اينکه يک راهبرد کاملاً اجرا گردد اغلب يک‌سال يا بيشتر زمان لازم دارد که در اين مدت امکان تغييرات متعددي وجود دارد. کنترل راهبردی را مي‌توان به عنوان شکلي از کنترل پيش­برنده يا آينده‌نگر دانست. معمولاً فاصله زماني نسبتاً طولانی ميان اجراي راهبرد پيشنهادي و رسيدن به نتايج مورد نظر وجود دارد که در طول اين زمان پروژه‌هاي متعددي تعریف شده، سرمايه‌گذاري‌ها انجام مي‌شوند و اقداماتي براي اجراي راهبرد جديد صورت مي‌گيرند، اما اغلب در طول اين دوران، موقعيت نهايي داخلي و خارجي سازمان توسعه و تکامل مي‌يابد. کنترل‌هاي راهبردی براي هدايت سازمان در برابر اين رويدادها ضروري است. اين کنترل‌ها بايد همچنان که توسعه و تغييراتي در محيط و موقعيت داخلي سازمان روي مي‌دهد مبنايي براي تصحيح اقدامات و هدايت سازمان در اجراي راهبرد فراهم سازند.

  • ارزیابی عملکرد و بازخورد استراتژیک

عدم هماهنگي و فقدان انعطاف­پذيري لازم در عصر رشد تکنولوژي و بازار رقابتي قوي، عقب­افتادگي و چه بسا ورشکستگي سازمان­ها را فراهم مي­آورد. در راستاي تطابق با نيازها، تحليل شرايط به‌منظور افزايش اطلاعات مورد نياز سياست­گذاران اثر بسيار مهمي در آگاهي و انتخاب راه­هاي مناسب براي دستيابي به اهداف دارد. همچنين بهبود دائمي و پيوسته سازمان، وابسته به توانايي سازمان در ارزيابي و اندازه­گيري عملکرد فرآيندهاي کليدي سازمان مي­باشد. سازمان­ها اهميت ارزيابي با ثبات و بدون تناقض را تشخيص داده و لذا سيستم­هاي ارزيابي عملکرد متنوعي را در طي ساليان اخیر مورد استفاده قرارداده­اند.

بنابراين وجود يك سيستم ارزيابي عملكرد همه جانبه از اهميت ويژه‌اي در سازمان برخوردار است تا عملکرد انتظاري در يک حوزه، خطر و آسيبي در حوزه ديگري را ايجاد نكند و با تمرکز بر مديريت استراتژيک، همه عناصر سازمان را در جهت چشم انداز سازمان هدايت کند و عملکرد سازمان را در زمان حال و آينده مورد بررسي قرار دهد.

لذا از یک سو جهت ايجاد ارتباطات موثر و کارا بين برنامه­هاي عملياتي و چشم‌انداز و استراتژي کلي و از سوی دیگر ارزیابی عملکرد شرکت در وجوه مختلف توصيه مي­شود که تسری ارزیابی متوازن در سازمان نيز مورد استفاده قرار گيرد تا از مزايايی که در زير به آنها اشاره مي‌شود، برخوردار گردد.

  1. مابين استراتژي و عملكرد ارتباط برقرار مي­كند.
  2. ارتباط منطقي بين وجوه چهارگانه عملكردي ايجاد مي­نمايد.
  3. مدل بر پايه ايجاد توازن ميان عملكرد داخلي و خارجي، معيارهاي مالي و غير مالي، اهداف كوتاه‌مدت و بلندمدت، شاخص­هاي عملكرد و نتايج، بنا شده است.
  4. تعريف شاخص­ها با توجه به استراتژي­هاي سازمان در اختيار كاربران مدل بوده و لذا انعطاف‌پذيري مدل بالا است.
  5. جهت­گيري مدل، ارزيابي عملكرد است و علاوه بر آنكه ابزاري براي تعيين و انتقال استراتژي است، که تصويري از عملكرد گذشته را نيز ارائه مي­كند.
  6. به دليل مشاركت كاركنان از مراحل ابتدايي(تعريف معيارها)،‌ اجراي مـــدل در عمل با سهولت بيشتري انجام مي­شود. (تعامل با كاركنان به دليل مشاركت فعال در روند اجراي مدل، ساده­تر است.)

 

گام‌های اجرایی

گام های اجرایی تدوین سند راهبردی و طراحی و پیاده­ سازی نظام مدیریت عملکرد
1. فاز اول : همسوسازی سازمان با پروژه (آماده سازی کلی)
• گام 1: آماده ­سازی
2. فاز دوم : تدوین سند راهبردی
• گام 1: تهيه کارت امتيازی و نقشه راهبردی سازمان
• گام 2: تحلیل ذینفعان
• گام 3: تدوین بیانیه مأموریت
• گام 4: تدوین بیانیه چشم انداز
• گام 5: تدوین بیانیه ارزش
• گام 6: تدوین سند تحول استراتژیک
• گام 7: استخراج عوامل داخلی و خارجی
• گام 8: بررسی موقعیت سازمان و تحلیل عوامل داخلی و خارجی
• گام 9: تدوین اهداف کلان و کمی
• گام 10: تعیین منابع استراتژیک
• گام 11: هدف گذاری مقادیر اهداف کمی
• گام 12: استخراج و اولویت­ بندی استراتژی­ ها
• گام 13: طراحی کارت امتیازی متوازن
• گام 14: تدوین برنامه اجرایی
• گام 15: ایجاد زیر ساخت کنترل­ روژه در سازمان
3. فاز سوم : تهیه سند راهبردی و گزارش نظام ارزیابی عملکرد استراتژیک (بازخورد استراتژیک
4. فاز چهارم : ایجاد نظام مدیریت عملکرد
• گام 1: ایجاد سیستم ارزیابی عملکرد کارکنان
• گام 2: ایجاد سیستم ارزیابی عملکرد فرآیندها
• گام 3: ارتباط کارت امتیازی متوازن (نظام بازخورد استراتژیک) با سیستم ارزیابی عملکرد کارکنان و سیستم ارزیابی عملکرد فرآیندها
• گام 4 : تهیه گزارش نظام مدیریت عملکرد

دیدگاه و پرسش

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *