تدوین چشمانداز و مأموریت سازمان یکی از مهمترین مراحل در فرآیند مدیریت استراتژیک است. بسیاری از سازمانها برای توسعه کسبوکار، افزایش سهم بازار و دستیابی به مزیت رقابتی، برنامهها و اقدامات مختلفی طراحی میکنند؛ اما زمانی این اقدامات اثربخش خواهند بود که سازمان تصویر روشنی از دلیل وجود خود و مسیری که برای آینده دنبال میکند داشته باشد.
مأموریت و چشمانداز، چارچوبی برای تصمیمگیریهای مدیریتی فراهم میکنند و کمک میکنند فعالیتها و برنامههای مختلف سازمان در یک جهت مشخص حرکت کنند. مأموریت بیان میکند سازمان با چه هدفی فعالیت میکند، چه ارزشی برای مشتریان و ذینفعان ایجاد میکند و حوزه اصلی فعالیت آن چیست. در مقابل، چشمانداز تصویری از آینده مطلوب سازمان ارائه میدهد و جایگاهی را که سازمان قصد دارد در بلندمدت به آن دست پیدا کند، مشخص میکند.
یکی از چالشهای رایج در سازمانها، تدوین بیانیههایی است که صرفاً جنبه رسمی یا تبلیغاتی دارند و در عمل نقشی در تصمیمگیریهای مدیریتی ایفا نمیکنند. یک چشمانداز و مأموریت اثربخش باید بر اساس واقعیتهای سازمان، توانمندیهای داخلی، شرایط بازار و اهداف بلندمدت تدوین شود تا بتواند مسیر حرکت سازمان را شفاف کرده و مبنایی برای تصمیمگیریهای استراتژیک باشد.
در این مقاله بررسی میکنیم چشمانداز و مأموریت سازمان چیست، چه تفاوتی با یکدیگر دارند، چه ویژگیهایی باید داشته باشند و چگونه میتوان آنها را بهگونهای تدوین کرد که به هدایت بهتر استراتژیها و موفقیت سازمان کمک کنند.
مأموریت سازمان چیست؟
مأموریت سازمان (Mission Statement) بیانیهای است که دلیل وجودی سازمان را مشخص میکند و به این سؤال پاسخ میدهد که «سازمان برای چه هدفی ایجاد شده است؟». این بیانیه، حوزه فعالیت سازمان، مشتریان هدف، ارزشی که برای ذینفعان ایجاد میکند و نقشی را که در بازار ایفا میکند، بهصورت شفاف مشخص میسازد.
مأموریت سازمان صرفاً معرفی کوتاهی از فعالیتهای شرکت نیست، بلکه چارچوبی برای هدایت تصمیمهای مدیریتی محسوب میشود. زمانی که سازمان با فرصتهای جدید، تغییرات بازار یا چالشهای مدیریتی مواجه میشود، مأموریت به مدیران کمک میکند تصمیمهایی اتخاذ کنند که با هویت و هدف اصلی سازمان هماهنگ باشند.
از سوی دیگر، مأموریت نقش مهمی در ایجاد درک مشترک میان کارکنان دارد. زمانی که اعضای سازمان بدانند فعالیتهای آنها در چه مسیری قرار دارد و چه ارزشی برای مشتریان و ذینفعان ایجاد میکنند، هماهنگی میان واحدها افزایش یافته و کارکنان با هدف و جهتگیری مشخصتری فعالیت خواهند کرد.
یک بیانیه مأموریت اثربخش معمولاً ماهیتی پایدار دارد و نباید صرفاً بر اهداف کوتاهمدت یا شرایط فعلی بازار تمرکز کند. این بیانیه زمانی نیاز به بازنگری دارد که تغییرات اساسی در مدل کسبوکار، حوزه فعالیت یا جهتگیری کلی سازمان ایجاد شده باشد؛ زیرا هدف اصلی آن، بیان هویت و فلسفه وجودی سازمان در بلندمدت است.
چشمانداز سازمان چیست؟
چشمانداز سازمان (Vision Statement) تصویری روشن از آینده مطلوب سازمان است و مشخص میکند سازمان در یک افق زمانی مشخص قصد دارد به چه جایگاهی دست پیدا کند. در واقع، اگر مأموریت به سؤال «چرا سازمان وجود دارد؟» پاسخ میدهد، چشمانداز به این سؤال پاسخ میدهد که «سازمان میخواهد در آینده به کجا برسد؟»
چشمانداز مانند یک قطبنما، مسیر حرکت سازمان را مشخص میکند و به مدیران و کارکنان کمک میکند درک مشترکی از مقصد نهایی داشته باشند. یک چشمانداز اثربخش باید بتواند آیندهای مطلوب و انگیزهبخش را ترسیم کند؛ بهگونهای که هم برای اعضای سازمان الهامآفرین باشد و هم با واقعیتها و توانمندیهای سازمان همخوانی داشته باشد.
یکی از مهمترین نقشهای چشمانداز، کمک به تصمیمگیریهای استراتژیک است. زمانی که سازمان با انتخابهایی مانند توسعه بازار، سرمایهگذاری، ورود به حوزههای جدید یا اجرای پروژههای تحولآفرین مواجه میشود، چشمانداز به مدیران کمک میکند گزینههایی را انتخاب کنند که سازمان را به آینده موردنظر نزدیکتر میکنند.
چشمانداز معمولاً برای یک دوره بلندمدت، مانند پنج تا ده سال آینده، تعریف میشود؛ البته این بازه با توجه به شرایط صنعت، سرعت تغییرات محیطی و ویژگیهای هر سازمان میتواند متفاوت باشد. مهم این است که چشمانداز، در عین بلندپروازانه بودن، قابلدرک و واقعبینانه باشد تا بتواند بهعنوان راهنمای حرکت سازمان مورد استفاده قرار گیرد.
تفاوت مأموریت و چشمانداز سازمان
برای مثال، یک شرکت مشاوره مدیریت ممکن است در مأموریت خود بر «کمک به سازمانها برای بهبود عملکرد، افزایش بهرهوری و توسعه قابلیتهای مدیریتی» تأکید کند؛ در حالی که چشمانداز آن میتواند «تبدیل شدن به یکی از معتبرترین شرکتهای مشاوره مدیریت در کشور» باشد. بنابراین، مأموریت نشاندهنده هویت و نقش فعلی سازمان است و چشمانداز مقصدی را مشخص میکند که سازمان برای آینده خود دنبال میکند.
در واقع، مأموریت و چشمانداز مکمل یکدیگر هستند. مأموریت نقطه شروع حرکت سازمان را مشخص میکند و چشمانداز مقصد این مسیر را نشان میدهد. زمانی که این دو مفهوم بهدرستی تدوین شوند، اهداف استراتژیک، برنامههای اجرایی و تصمیمهای مدیریتی نیز از هماهنگی و انسجام بیشتری برخوردار خواهند شد.
جدول ۱- تفاوت مأموریت و چشمانداز سازمان
| معیار | مأموریت سازمان | چشمانداز سازمان |
| تمرکز | وضعیت و هویت فعلی سازمان | آینده مطلوب سازمان |
| پاسخ به سؤال | چرا فعالیت میکنیم؟ | میخواهیم به کجا برسیم؟ |
| افق زمانی | بلندمدت و نسبتاً پایدار | معمولاً ۵ تا ۱۰ سال آینده |
| کاربرد | تعیین فلسفه وجودی و حوزه فعالیت | تعیین مسیر رشد و اهداف بلندمدت |
| نقش در مدیریت | مبنای تصمیمهای جاری | جهتدهنده تصمیمهای استراتژیک |
ویژگیهای یک مأموریت و چشمانداز مؤثر
شفاف و قابلفهم بودن
مأموریت و چشمانداز باید با زبانی ساده، روشن و قابلدرک بیان شوند تا مدیران، کارکنان و سایر ذینفعان برداشت مشترکی از هدف و مسیر حرکت سازمان داشته باشند. پیچیدگی یا استفاده از عبارات مبهم میتواند کاربرد این بیانیهها را در تصمیمگیریهای سازمانی کاهش دهد.
همسویی با واقعیت و توانمندیهای سازمان
این بیانیهها باید بر اساس قابلیتهای داخلی، مزیتهای رقابتی، بازار هدف و شرایط واقعی سازمان تدوین شوند. چشمانداز و مأموریت نباید صرفاً بیانگر اهداف ایدهآل و غیرقابلدسترس باشند، بلکه باید ضمن بلندپروازانه بودن، با ظرفیتها و جهتگیری کلی سازمان همخوانی داشته باشند.
الهامبخش و انگیزهآفرین بودن
یک مأموریت و چشمانداز مؤثر باید بتواند کارکنان را با اهداف سازمان همراه کند و احساس مشارکت و تعهد نسبت به مسیر حرکت سازمان ایجاد نماید. بهویژه چشمانداز باید تصویری مطلوب از آینده ارائه دهد که کارکنان بتوانند خود را در مسیر دستیابی به آن ببینند.
ایجاد هماهنگی در تصمیمگیریها
مأموریت و چشمانداز باید بهعنوان معیاری برای تصمیمهای مدیریتی مورد استفاده قرار گیرند تا فعالیتها، پروژهها و تخصیص منابع در راستای اهداف کلان سازمان قرار داشته باشند. این هماهنگی از پراکندگی اقدامات و تصمیمگیریهای مغایر با جهتگیری اصلی سازمان جلوگیری میکند.
پایداری و قابلیت انطباق
مأموریت و چشمانداز باید در بلندمدت اعتبار خود را حفظ کنند و نباید تحت تأثیر هر تغییر کوتاهمدت در بازار یا شرایط کسبوکار تغییر کنند. بازنگری این بیانیهها معمولاً زمانی ضروری است که تغییرات اساسی در مدل کسبوکار، حوزه فعالیت یا جهتگیری کلی سازمان ایجاد شده باشد.
تبدیلپذیری به اهداف و اقدامات اجرایی
یک مأموریت و چشمانداز مناسب باید بتواند مبنایی برای تدوین اهداف استراتژیک، برنامههای عملیاتی و شاخصهای ارزیابی عملکرد قرار گیرد. اگر این بیانیهها نتوانند بر برنامهریزی و تصمیمهای اجرایی سازمان تأثیر بگذارند، عملاً نقش خود را بهعنوان ابزار مدیریت استراتژیک ایفا نخواهند کرد.
جدول ۲- ویژگیهای یک مأموریت و چشمانداز مؤثر
| ویژگی | توضیح |
| شفاف و قابل فهم | مفهوم آن برای مدیران، کارکنان و ذینفعان کاملاً روشن باشد. |
| واقعبینانه | بر اساس ظرفیتها و شرایط واقعی سازمان تدوین شود. |
| الهامبخش | انگیزه لازم برای حرکت به سمت اهداف بلندمدت را ایجاد کند. |
| متمایز | هویت و مزیت رقابتی سازمان را منعکس کند. |
| همسو با استراتژی | مبنایی برای تدوین اهداف و تصمیمهای استراتژیک باشد. |
| ماندگار | با تغییرات کوتاهمدت بازار دچار تغییرات مداوم نشود. |
مراحل تدوین چشمانداز و مأموریت سازمان
۱. شناخت وضعیت فعلی سازمان
در ابتدا، سازمان باید شناخت دقیقی از فعالیتها، مشتریان، ارزش ایجادشده، توانمندیها و مزیتهای رقابتی خود به دست آورد. این شناخت، مبنای تدوین مأموریت و تعیین جهتگیری آینده سازمان خواهد بود و کمک میکند بیانیههای استراتژیک با واقعیتهای سازمان همخوانی داشته باشند.
۲. تحلیل محیط داخلی و خارجی
بررسی عوامل داخلی و محیطی به سازمان کمک میکند نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای پیشرو را شناسایی کند. در این مرحله میتوان از ابزارهایی مانند تحلیل SWOT و PESTEL برای بررسی جامعتر شرایط داخلی و محیطی و شناخت عوامل مؤثر بر آینده سازمان استفاده کرد.
۳. تعیین ارزشهای محوری سازمان
ارزشهای سازمانی مشخص میکنند سازمان در مسیر رشد و دستیابی به اهداف خود بر چه اصولی پایبند خواهد بود. این ارزشها، چارچوب رفتار کارکنان، نحوه تعامل با مشتریان و ذینفعان و همچنین تصمیمهای مدیریتی را شکل میدهند و باید با هویت و فرهنگ واقعی سازمان همخوان باشند.
۴. تدوین بیانیه مأموریت
در این مرحله، دلیل وجودی سازمان، حوزه فعالیت، مشتریان هدف و ارزشی که برای مشتریان و سایر ذینفعان ایجاد میشود، بهصورت شفاف تعریف میگردد. بیانیه مأموریت باید کوتاه، قابلفهم و متناسب با هویت واقعی سازمان باشد و بتواند چارچوبی برای تصمیمگیریهای مدیریتی فراهم کند.
۵. تدوین بیانیه چشمانداز
چشمانداز، تصویر روشنی از آینده مطلوب سازمان ارائه میدهد و مشخص میکند سازمان در بلندمدت قصد دارد به چه جایگاهی دست پیدا کند. این بیانیه باید در عین الهامبخش بودن، با توانمندیها، ظرفیتها و شرایط واقعی سازمان هماهنگ باشد تا بتواند مسیر حرکت سازمان را بهدرستی مشخص کند.
۶. همسوسازی با اهداف و استراتژیهای سازمان
پس از تدوین مأموریت و چشمانداز، لازم است این بیانیهها با اهداف استراتژیک و برنامههای اجرایی سازمان هماهنگ شوند. این همسویی باعث میشود تصمیمها، اقدامات و تخصیص منابع در راستای یک جهتگیری مشخص قرار گرفته و میان چشمانداز سازمان و فعالیتهای روزمره آن ارتباط برقرار شود.
۷. بازنگری و بهروزرسانی دورهای
مأموریت و چشمانداز باید در عین پایداری، با تغییرات اساسی محیط کسبوکار، بازار و شرایط سازمان قابلانطباق باشند. به همین دلیل، لازم است این بیانیهها در دورههای مشخص مورد بررسی قرار گیرند تا در صورت ایجاد تغییرات مهم در مدل کسبوکار، حوزه فعالیت یا جهتگیری سازمان، اصلاحات لازم در آنها انجام شود.
نقش ارزشهای سازمانی در تدوین مأموریت و چشمانداز
ارزشهای سازمانی در کنار مأموریت و چشمانداز، یکی از پایههای اصلی جهتگیری استراتژیک سازمان محسوب میشوند. اگر مأموریت، دلیل وجود سازمان را مشخص کند و چشمانداز، مقصد آینده آن را نشان دهد، ارزشهای سازمانی بیان میکنند که سازمان برای حرکت در این مسیر، بر چه اصول و رویکردهایی پایبند خواهد بود.
ارزشهای سازمانی به مدیران و کارکنان کمک میکنند در تصمیمگیریها و اقدامات روزمره، چارچوب مشخصی داشته باشند. البته ارزشها زمانی اهمیت واقعی پیدا میکنند که در رفتار مدیران، فرآیندهای سازمانی و نحوه انجام فعالیتها نمود پیدا کنند و صرفاً به چند عبارت رسمی در اسناد سازمان محدود نشوند.
وجود ارزشهای مشترک میان اعضای سازمان میتواند به افزایش هماهنگی، اعتماد و همکاری میان واحدهای مختلف کمک کند. زمانی که کارکنان بر اصولی مانند مشتریمداری، کیفیت، نوآوری، مسئولیتپذیری و یادگیری مستمر اتفاقنظر داشته باشند، اجرای برنامههای استراتژیک نیز با انسجام و اثربخشی بیشتری انجام خواهد شد.
همچنین ارزشهای سازمانی باید با مأموریت و چشمانداز سازمان همسو باشند. برای مثال، سازمانی که «نوآوری» را بهعنوان یکی از ارزشهای اصلی خود معرفی میکند، باید در عمل نیز از ایدههای جدید، خلاقیت کارکنان و بهبود مستمر حمایت کند. در غیر این صورت، فاصله میان ارزشهای اعلامشده و عملکرد واقعی سازمان میتواند به کاهش اعتماد کارکنان و تضعیف فرهنگ سازمانی منجر شود.
در نهایت، ارزشهای سازمانی زمانی میتوانند نقش مؤثری در مدیریت استراتژیک ایفا کنند که از سطح شعار فراتر رفته و به بخشی از فرهنگ و سیستم مدیریتی سازمان تبدیل شوند. این ارزشها باید در سیاستگذاری، تصمیمگیری، مدیریت منابع انسانی و اقدامات اجرایی سازمان نمود داشته باشند تا بتوانند در عمل، مسیر حرکت سازمان را در جهت مأموریت و چشمانداز آن هدایت کنند.
اشتباهات رایج در تدوین مأموریت و چشمانداز سازمان
استفاده از جملات کلی و شعارگونه
یکی از رایجترین اشتباهات، استفاده از عباراتی است که از نظر ظاهری جذاب هستند، اما اطلاعات مشخصی درباره هویت، هدف و مسیر حرکت سازمان ارائه نمیکنند. یک مأموریت و چشمانداز اثربخش باید فراتر از شعار باشد و بتواند حوزه فعالیت، ارزش ایجادشده و جایگاه موردنظر سازمان را بهصورت شفاف بیان کند.
عدم تفکیک مأموریت و چشمانداز
برخی سازمانها مأموریت و چشمانداز را یک مفهوم واحد در نظر میگیرند، در حالی که این دو نقش متفاوتی دارند. مأموریت، دلیل وجودی و نقش فعلی سازمان را مشخص میکند، در حالی که چشمانداز، تصویری از آینده مطلوب و جایگاهی که سازمان قصد دارد به آن دست پیدا کند ارائه میدهد. تفکیک درست این دو مفهوم، یکی از الزامات تدوین بیانیههای استراتژیک اثربخش است.
عدم توجه به واقعیتهای سازمان
گاهی مأموریت و چشمانداز بدون توجه کافی به توانمندیها، منابع، شرایط بازار و مزیتهای رقابتی سازمان تدوین میشوند. چنین بیانیههایی ممکن است از نظر ظاهری جذاب باشند، اما به دلیل فاصله داشتن از واقعیتهای سازمان، قابلیت هدایت تصمیمها و اقدامات واقعی را نخواهند داشت.
محدود کردن فرآیند تدوین به یک فرد یا واحد خاص
تدوین مأموریت و چشمانداز بدون مشارکت مدیران کلیدی و ذینفعان اصلی میتواند باعث شود این بیانیهها با واقعیتها و نیازهای سازمان فاصله بگیرند. مشارکت افراد و واحدهای مرتبط کمک میکند دیدگاههای مختلف در فرآیند تدوین مورد توجه قرار گرفته و بیانیههای نهایی کاربردیتر و قابلاتکاتر باشند.
عدم ارتباط با اهداف و استراتژیهای سازمان
یکی از مهمترین خطاها این است که مأموریت و چشمانداز پس از تدوین، در فرآیند برنامهریزی و تصمیمگیری مورد استفاده قرار نگیرند. این بیانیهها باید مبنایی برای تعیین اهداف، تدوین استراتژیها، تخصیص منابع و ارزیابی اقدامات سازمان باشند. در غیر این صورت، مأموریت و چشمانداز صرفاً به اسنادی رسمی تبدیل خواهند شد که تأثیر چندانی بر عملکرد سازمان ندارند.
عدم بازنگری و بهروزرسانی دورهای
شرایط کسبوکار، بازار و محیط رقابتی همواره در حال تغییر است. به همین دلیل، در صورت ایجاد تغییرات اساسی در مسیر سازمان، مدل کسبوکار یا شرایط محیطی، لازم است مأموریت و چشمانداز نیز مورد بازنگری قرار گیرند تا همچنان با جهتگیری واقعی سازمان و شرایط محیطی همخوانی داشته و نقش مؤثری در هدایت آن ایفا کنند.
نقش مأموریت و چشمانداز در موفقیت برنامهریزی استراتژیک
مأموریت و چشمانداز سازمان صرفاً بیانیههایی برای معرفی شرکت نیستند، بلکه نقش مهمی در هدایت تصمیمهای مدیریتی و تعیین مسیر استراتژیک سازمان دارند. زمانی که این دو مفهوم بهدرستی تدوین و در فرآیندهای مدیریتی مورد استفاده قرار گیرند، سازمان در تعیین اهداف، تخصیص منابع و اجرای برنامههای توسعه، انسجام و تمرکز بیشتری خواهد داشت.
ایجاد جهتگیری مشترک در سازمان
مأموریت و چشمانداز به مدیران و کارکنان کمک میکنند درک مشترکی از هدف فعلی و مسیر آینده سازمان داشته باشند. این هماهنگی باعث میشود فعالیتها و تصمیمهای واحدهای مختلف در یک جهت مشخص قرار گیرند و از اجرای اقدامات پراکنده یا مغایر با اهداف کلان سازمان جلوگیری شود.
ایجاد مبنا برای تدوین اهداف و استراتژیها
مأموریت و چشمانداز، پایهای برای تعریف اهداف و استراتژیهای سازمان فراهم میکنند. زمانی که سازمان بداند چرا فعالیت میکند و در آینده قصد دارد به چه جایگاهی برسد، میتواند اهداف و برنامههایی را طراحی کند که در راستای این مسیر قرار داشته باشند و سازمان را به آینده مطلوب نزدیکتر کنند.
کمک به تصمیمگیریهای مدیریتی
مدیران در بسیاری از مواقع با گزینههای مختلفی برای سرمایهگذاری، توسعه بازار، ورود به حوزههای جدید یا اجرای پروژههای تحول مواجه هستند. مأموریت و چشمانداز میتوانند بهعنوان چارچوبی برای ارزیابی این گزینهها عمل کنند و کمک کنند تصمیمهای انتخابشده با هویت و جهتگیری کلی سازمان هماهنگ باشند.
تسهیل مدیریت تغییرات سازمانی
سازمانها همواره با تغییرات اقتصادی، فناوری، رقابتی و بازار مواجه هستند. داشتن مأموریت و چشمانداز مشخص به مدیران کمک میکند در زمان مواجهه با تغییرات، تصمیمهای خود را بر اساس اهداف و جهتگیری بلندمدت اتخاذ کنند و از واکنشهای کوتاهمدت و بدون برنامه فاصله بگیرند.
تقویت فرهنگ سازمانی و انگیزش کارکنان
زمانی که کارکنان بدانند سازمان چه هدفی را دنبال میکند و چه ارزشی برای مشتریان و سایر ذینفعان ایجاد میکند، ارتباط بیشتری با اهداف سازمان برقرار خواهند کرد. این موضوع میتواند به افزایش تعهد کارکنان، تقویت فرهنگ سازمانی و ایجاد انگیزه بیشتر برای دستیابی به اهداف کمک کند.
افزایش اعتماد ذینفعان و اعتبار سازمان
مأموریت و چشمانداز شفاف میتوانند تصویر مشخصی از هویت و مسیر آینده سازمان به مشتریان، سرمایهگذاران، کارکنان و سایر ذینفعان ارائه دهند. شفافیت در این زمینه، در صورت همراهی با عملکرد واقعی سازمان، میتواند به افزایش اعتماد و تقویت اعتبار سازمان در بازار کمک کند.
در مجموع، مأموریت و چشمانداز زمانی بیشترین ارزش را برای سازمان ایجاد میکنند که از سطح یک سند رسمی و تشریفاتی فراتر رفته و در تصمیمگیریها، برنامهریزیها، تخصیص منابع و رفتارهای روزمره سازمان مورد استفاده قرار گیرند. در چنین شرایطی، این دو بیانیه میتوانند به ابزاری مؤثر برای تبدیل جهتگیری استراتژیک سازمان به اقدامات منسجم و قابلاجرا تبدیل شوند.
جمعبندی
تدوین چشمانداز و مأموریت سازمان یکی از مهمترین مراحل مدیریت استراتژیک است و نقش مهمی در جهتدهی به تصمیمهای مدیریتی و برنامههای توسعه سازمان دارد. مأموریت، هویت و دلیل وجود سازمان را مشخص میکند و چشمانداز، تصویر آینده مطلوب و جایگاهی را که سازمان قصد دارد به آن دست پیدا کند، ترسیم میکند.
زمانی که این دو بیانیه بر اساس شناخت دقیق سازمان، تحلیل محیط کسبوکار و مشارکت مدیران و ذینفعان کلیدی تدوین شوند، میتوانند مبنایی برای تعیین اهداف، طراحی استراتژیها و اجرای برنامههای سازمان فراهم کنند. در مقابل، مأموریت و چشمانداز کلی، مبهم یا غیرواقعبینانه، نهتنها نقش مؤثری در هدایت سازمان نخواهند داشت، بلکه ممکن است موجب سردرگمی در تصمیمگیریها و پراکندگی اقدامات نیز شوند.
در نهایت، موفقیت برنامهریزی استراتژیک از داشتن تصویری روشن از وضعیت فعلی و آینده مطلوب سازمان آغاز میشود. مأموریت و چشمانداز این تصویر را شکل میدهند و مسیر حرکت سازمان را در بلندمدت مشخص میکنند. به همین دلیل، بازنگری دورهای این بیانیهها و همسوسازی آنها با تغییرات محیط کسبوکار و جهتگیریهای سازمان، از وظایف مهم مدیران ارشد محسوب میشود.
اگر قصد دارید برای سازمان خود مأموریت، چشمانداز و اهداف استراتژیک را بهصورت حرفهای تدوین کنید یا برنامهریزی استراتژیک سازمان را بازنگری نمایید، تیم مشاوره مدیریت ما با بهرهگیری از رویکردهای علمی و تجربه اجرای پروژههای مدیریتی، آماده است در طراحی و استقرار نظام مدیریت استراتژیک در کنار شما باشد. برای دریافت مشاوره و بررسی نیازهای سازمان خود، با کارشناسان ما در ارتباط باشید.